JO WhatsApp Contact Button

خدمات نگهداری و کاشت

عملیات احداث باغات میوه

عملیات احداث باغات میوه

فاصله کاشت(Spacing)

هدف اصلی، در احداث باغات میوه، توسعه حداکثر باروری در حداقل زمان در هر هکتار زمین، می باشد. در این مورد شر ایط اقلیمی منطقه، نوع خاک، نوع پایه و عملیات زراعی  دخیل می باشند. در باغات میوه احتمال دارد از پایه های قوی برای تولیددر ختان استاندارد و یا پایه های ضعیف برای احداث باغات با سیستم  کشت متراکم (High-density syste) استفاده شود. در انتخاب فاصله  مناسب کشت، رشد نهایی درخت میوه نسبت به شرایط ذکر شده در نظر گرفته می شود  قدرت رشد رویشی ذاتی درخت و نوع پایه نیز از عوامل مهم   در تعیین فاصله کشت درختان میوه می باشد

 فاصله کشت درختان میوه باید طوری انتخاب شود که کنترل آفات و امراض و عملیات زراعی به راحتی انجام گیرد.

در یک هکتار زمین، نسبت به رقم، عمق و حاصلخیزی خاک بر روی پایه های قوی معمولاً در حدود 1000-400 درخت و بر روی پایه های ضعیف در حدود 3000- 1700 درخت کشت می‌شود.

روش احداث باغ:

روش احداث باغ می‌تواند به صورت کشت مربع(Square planting )، مستطیل(Rectangular planting ) و یا مثلث (Triangular planting )باشد. در روش کشت پنجلوکاری(Quincunx) می‌توان در وسط هر مربع یک پایه گرده زا برای گرده افشانی درختان میوه در نظر گرفت(شکل 13).

جدول - فاصله کشت مناسب برای برخی از درختان میوه

نوع

درخت پایه مورد استفاده

فاصله کشت (متر)

سیب

پایه های ضعیف

4-3

سیب

پایه های بذری

8-6

گلابی

پایه ضعیف

4-3

گلابی

پایه بذری

8-7

به

به

4-3

هلو

هلو

6-5

زردآلو

زردآلو

7-5

بادام

بادام

7-5

گوجه

گوجه

6-5

گیلاس

پایه بذری

8-7

گیلاس

پایه ضعیف

5-4

آلبالو

آلبالو

5-4

پسته

پسته

8-6

انار

4-3

انجیر

8-6

گردو

گردو

12-10

زیتون

زیتون

7-5

مرکبات

نارنج سه برگ

5-4

مرکبات

نارنج

7-6

روش کشت مربع برای مناطق گرمسیری که تابش آفتاب بیشتر است، مناسب می باشد.در این روش کشت، درختان میوه در هنگام صبح و بعد از ظهر بیشترین سایه اندازی را روی همدیگر دارند. از معایب طرح مربع، اتلاف فضا و حذف کارآمد درختان موقت می باشد که در طول ردیف ها کاشته می شوند. طرح مستطیل رضایت بخش تر از طرح مربع بوده و از فاصله بین ردیفهای کشت به منظور کارآمدترین استفاده از زمین برای درختان موقت استفاده می شود. در طرح مستطیل می توان به باروری زودتر درختان میوه رسید و روش کشت مناسب در مناطق سردسیر می باشد . درکشت مستطیل، درختان دایم از همدیگر فاصله بیشتری دارند.

فاصله درختان در روی ردیف ها کمتر از فاصله بین ردیف های کشت می باشد و بین طول مستطیل درختان موقت را که زودتر بار می دهند، و بعد از مدتی که ازدحام حاصل می شود، درختان موقت حذف می گردند این نوع کشت را میانه کاری(Inter planting )نیز می نامند.

ازمزایای کشت مستطیل نسبت به کشت مربع ،حذف متناوب درختان هر ردیف می باشد. که می توان جهت حرکت ادوات مکانیزه را تغییرداد زیرا با حذف درختان موقت ، فاصله اضافی درهرردیف حاصل می شود. این موضوع زمان قابل اجرامی باشد که فاصله درختان روی هرردیف بیشتر از نصف فاصله بین ردیف های کاشت باشد. درزمین های شیب دار از روش های تراس بندی استفاده می شود . جهت تراس ها عمود برشیب زمین می باشد . درشیب های کم ، عرض تراس ها بیشتر و درشیب های تند، عرض تراس ها کمتر در نظر گرفته  می شود . زمین های باشیب 4درصد برای احداث باغات میوه مناسب است . درشیب های بیشتر از15 درصد امکان احداث باغات میوه وجود ندارد .امروز برای رسیدن به حد اکثر عمکرد  در واحد سطح ازسیستم کشت متراکم استفاده  می شود . دراین روش پایه ها ی درختانی که رشد ضعیف دارند به کاربرد می شوند. بدین ترتیب به واحد سطح زمین امکان کشت بیشتر درخت وجود دارد. درروش کشت متراکم هزینه های  ثابت اولیه بیشتر می باشد. زیرای به ستون های بتونی ،سیم کشی روی ردیف های کشت برای هدایت درختان میوه نیاز می باشد.چنان که قبلاً نیز ذکرگردید. کشت متراکم علاوه بر این که موجب افزایش عمکرد می شود .درضمن زود به بارنشستن درختان میوه نیز ازمرایای دیگراین سیستم کشت می باشد . در روش کشت متراکم امکان استفاده از ادوات مکانیزه هرس، مبارزه به آفات وامراض و برداشت میوه به راحتی انجام می گیرد درکشت متراکم از روش پرچین برای هدایت درختان میوه استفاده می شود.

پیاده کردن نقشه باغ(Orchard layout):

برای کشت منظم درختان میوه نیاز به گونیا کردن زمین بوده و برای این منظوریک خط مبنا که می توان کناریک جاده ،رود خانه ویا ردیف کشت درخت باشد،  درنظر گرفته می شود .

برای احداث خطوط کشت وفواصل بین ردیف های کشت طناب های گره دار برده می شود . برای ایجاد خطوط کشت عمود ازمثلثی به نسبت 3: 4 :5: استفاده می شود. برای این منظور ازطناب های که طول آنهای 30،40 و50 متر است می توان استفاده نمود.  طناب 40 متری در امتداد خط مبنا گذاشته شده وسپس طناب 30 متری با زاویه 90 درجه قرای داده می شود و بلاخر ه از طناب  50متری برای بوجود آوردن مثلث قایم الزاویه استفاده می شود و خطوط عمود ی برخط مبنا با طناب30 متر ایجاد می شود . درفواصل معین ایجاد شده ،چاله کنده می شود و معمولاً نهال های درخت دردوره استراحت به چاله ایجاد شده انتقال داده می شود. کشت نهال ها درمناطق سرد سیری دراوایل بهار ودرمناطقی که خطر سرما وجود ندارد می توان دراواخر فصل رشد ایجام داد .درچاله های ایجاد شده ، ازخاک سطح همراه با کود دامی وکود های ازته استفاده می شود. نهال های ریشه دار قبل ازکشت آرایش ریشه می شود. ریشه های شکسته ،زخمی شده ومچاله شده هرس می شوند. بعد از کشت ، حذف شاخه های جانبی و اضافه  نهال هاضروری می باشد. شاخه های باقی مانده در زرد الو، آلو، بادام وگوجه از ارتفاع 40-50 سانتی متر قطع می شود. درگیلاس ،سیب وگیلابی به حذف قسمتی از نوک شاخه های اکتفا می گردد.

سطح بارده(Bearing surface)، تراکم محصول و کارایی عملکرد:

در سال‌های آتی بعد از به بار نشستن درختان میوه برای تخمین باردهی از روش‌های مختلف می‌توان استفاده کرد. یکی از روش‌ها نمونه برداری از جوانه‌ها در دوره استراحت و تهیه مقطع از نمونه‌ها و مشاهده آن در زیر میکروسکوپ می‌باشد. با این روش می‌توان میزان جوانه های بارور را بر روی یک درخت و یا در واحد سطح باغ تخمین زد.

روش دیگر برای تخمین باردهی، اندازه گیری قطر تنه و تبدیل مقادیر فوق به مساحت سطح تنه می‌باشد. مساحت تنه بدست  آمده به به تعداد درخت در هکتار ضرب می شود و عدد بدست آمده با جدول هایی که حداکثر سطح باردهی بالقوه را نشان می دهد  مقایسه میگردد. تارکم محصول به طور ساده ، تعداد میوه تشکیل شده در ازای هر سانتی متر مربع سطح شاخه می باشد . کارایی عملکرد(Yield efficiency) به طور معمول با محاسبه گرم یا کیلوگرم میوه در هر سانتی متر مربع سطح مساحت مقطع عرضی تنه انجام می گیرد.

عملیات زراعی در باغات میوه

خاک

 خاک در تأمین آب و مواد کانی به عنوان محیطی بشمار می‌آید که در ریشه درخت در آن استقرار و گسترش می‌یابد. یک خاک مناسب زراعی حاوی 25 درصد هوا، 25 درصد آب، 45 درصد مواد معدنی و 5 درصد  مواد آلی می‌باشد. بافت خاک را ذرات رس (قطر آنها کمتر از 002/0میلیمتر) سیلت (02/0-002/0 میلیمتر)، شن ریز (2/0-02/0میلیمتر)، و شن درشت (2-2/0میلی متر) تشکیل می دهند .خاک های لومی از  نظر زراعی بافتهای.مناسبی هستند و به میزان مناسب حاوی ذرات شن، سیلت و رس می باشند. میزان رطوبت خاک است در رشد و نمو درختان میوه اهمیت زیادی دارد . درصد پژمردگی دایم(Permanent wilting point) درصد رطوبتی از خاک است که گیاه پژمرده می شود . اما ظرفیت مزرعه(Field capacity)، میزان رطوبتی است که در برابر نیروی ثقل زمین در خاک باقی می ماند. نقطه اشباع (Saturation point) میزان رطوبتی از خاک است که تمامی خلل و فرج خاک از آب پر می شود که در اثر نیروی ثقل مقداری از آب به اعماق خاک فرور رفته و باقی مانده، رطوبت مزرعه را تشکیل می دهد . اگر رطوبت ظرفیت مزرعه ، درصد پژمردگی دایم کسر شود میزان رطوبت باقی  مانده را رطوبت قابل استفاده(Available water) می نامند که توسط ریشه گیاه قابل جذب است می باشد .

نوع بافت خاک در ظرفیت مزرعه، درصد پژمردگی و درصد آب قابل استفاده خاک تاثیر دارد . برای مثال در خاک های لومی شنی ظرفیت مزرعه 12 درصد ، درصد پژمردگی 4 درصد و آب قابل استفاده 8 درصد می باشد . در خاک های لومی ظرفیت مزرعه 24 درصد ، درصد پژمردگی 12درصد و آب قابل استفاده 12درصد می باشد. در خاک های رسی سنگین، ظرفیت مزرعه 38 درصد ، درصد پژمردگی 19 درصد و آب قابل استفاده 19 درصد می باشد . با توجه  به مقادیر ذکر شده، درصد آب قابل ا تفاده در خاکهای سنگین بیشتر است اما در خاکها، رشد ریشه به کندی انجام می گیرد و آب، اکثرا از انتهای در حال رشد ریشه جذب می شود. پراکندگی ریشه در نیز تحت تأثیر نوع خاک قرار می گیرد. درخاک های سنگین  پراکندگی ریشه در خاک غیر یکنواخت می باشد.

انتقال آب  وخاک و جذب آن توسط گیاه تحت پتانسیل آب(wψ)  قرار می گیرد. پتانسیل آب مقدار انرژی آزاد در یک ملکول گرم آب است و واحد آن بار می باشد. پتانسیل آب در خاک شامل پتانسیل اسمزی (sψ) در پتانسیل ماتریکس (mψ) می باشد. پتانسیل آب در گیاه شامل پتانسیل اسمزی (sψ)، پتانسیل فشار یا تورژسانس (pψ) و پتانسیل ثقل (zψ) می باشد هر گاه پتانسیل آب در گیاه منفی تر از پتانسیل آب در خاک باشد، گیاه قادر به جذب رطوبت خاک می گردد. پتانسیل آب در گیاه، در اثر تعرق منفی تر می شود و یک شیب پتانسیل آب به وجود می آید که موجب جریان آب از خاک به طرف ریشه می گردد. بسته شدن  روزنه ها در طول روز به رطوبت خاک بستگی دارد. اگر میزان رطوبت خاک کمتر باشد، روزنه ها زودتر بسته می شوند و رشد گیاه کاهش می یابد. زیرا تولید کربوهیدرات در گیاه به علت بسته شدن روزنه ها کمتر می شود. عمق خاک از مواردی است که باید قبل از احداث باغات میوه، مورد مطالعه قرار گیرد. زیرا ریشه های درختان میوه تا اعماق ۱ الی ۳ متری خاک نفوذ می کنند. در مناطقی که سطح آبهای زیرزمینی بالا باشد، نیاز به زهکشی می باشد. در خاکهایی که ارتفاع آب های زیرزمینی از سطح خاک کمتر از یک متر باشد، رشد ریشه کاهش یافته و ریشه با محیط کم اکسیژن مواجه میگردد. ریشه برخی از درختان میوه از قبیل مرکبات، بادام، زردآلو، هلو و گیلاس به کمبود اکسیژن حساس می باشد. گموز حالتی است که در اثر شکاف خوردن تنه یا شاخه های درختان میوه، از بافت ها صمغ ترشح می شود. پدیده گموز یا صمغ زدگی(Gumming) را می توان در درختان میوه سردسیری و مرکبات مشاهده نمود که در اثر حمله برخی از باکتریها و قارچ ها (کلاداوسپوريم)( Cladosporium) به طوقه گیاه حاصل می شود. اما در برخی

موارد این عارضه ناشی از اختلال در میزان رطوبت بوده و بالا بودن آب تحت الارض یا تغییر متناوب سطح آب علل دیگر بروز گموز می باشد.

دمای بیش از حد خاک، توقف رشد ریشه در اثر رطوبت ناکافی و یا غرقاب شدن ناحیه ریشه از عوامل پدید آورنده فلج گیاهی(Apoplexy ) در درختان میوه حساس از جمله گردو می باشد.

از مشکلات دیگری که خاک می تواند برای پرورش درختان میوه داشته باشد میزان شوری خاک بوده که از مواد محلول خاک بویژه کربنات ها، سولفات ها، کلسیم، منیزیم و سدیم ناشی می گردد. هدایت الکتریکی (  (Conductivity (EC) خاک های شور بیشتر از 4 دسی زیمنس بر متر و درصد سدیم تبادلی (Exchange Sodium percentage (ESP) آنها کمتر از ۱۵ درصد م یباشد. در این نوع خاکها میزان سدیم محلول(Soluble Sodium percentage (SSP)) کمتر از ۵۰ درصد از مجموع کاتیون های دیگر بوده، pH آنها کمتر از 5/8 و کاتیونهای محلول بیشتر می باشد. در برخی موارد در اثر تجمع کلرور سدیم، سولفات سدیم، کربنات سدیم، سولفات کلسیم، کلرور کلسیم، خاکهای شور و قلیا حاصل می شود. اراضی وسیعی از ایران را خاک های شور و قلیا تشکیل می دهند. در خاکهای شور و قلیا هدایت الکتریکی بیشتر از4 دسی زیمنس بر متر و درصد سدیم تبادلی بیشتر از ۱۵ درصد و pH خاک در حدود 5/8 می باشد. در خاک های قلیایی، هدایت الکتریکی کمتر از 4دسی زیمنس بر متر، درصد سدیم تبادلی بیشتر از ۱۵ درصد و pH آنها بین 5/8 الی ۱۰ می باشد. آنیون های مهم خاکهای قلیا شامل کلر، سولفات، بیکربنات و کاتیون های عمده این خاکها شامل کلسیم، منیزیم و سدیم می باشد. خاکهای خشک و نیمه خشک و خاکهایی که به مدت طولانی خشکی و بدون آب باشند، تبدیل به خاک های قلیایی می شوند. درصد سدیم تبادلی خاک برای مشخص کردن قلیایی بودن خاک مورد استفاده قرار می گیرد. اگر درصد سدیم تبادلی در حدود ۱۵ الی ۳۰ باشد از نظر کشاورزی غیرقابل استفاده می شود. از نظر مقاومت درختان ميوه به شوری خاک می توان آنها را به سه گروه عمده تقسیم نمود. درختان میوه حساس به شوری شامل

سیب، گلابی مرکبات، گوجه، بادام، زردآلو وارد .هلو ، درختان میوه نیمه مقاوم به شوری شامل انجیر، انارو انگور که می توانند در حدود 4 گرم در لیتر را تحمل کنند و در ختان مقاوم به شوری از جمله پسته و خرما که قادر به تحمل 18 گرم در لیتر نمک می باشند.

در صورت عدم وجود شرایط مطلوب در خاک ، باید قبل از احداث باغات میوه ، اقدام به اصلاح و مرمت ساختمان فیزیکی  شیمیایی خاک نمود.در  اصلاح فیزیکی، سعی می شود ساختمان و بافت خاک تر میم

شود و از کودهای فیزیزیکی استفاده می شود برای این منظور خاک های  سنگین و رسی، افزودن مقادیری ش نو ماسه و مخلوط کردن آن با خاک، دادن کودهای حیوانی در پاییز، کشت گیاهان تیره  بقولات و مخلوط کردن آن با خاک به عنوان کود سبز برای افزودن مواد هوموسی و اصلاح بافت و ساختمان خاک و نیز اضافه کردن مقداری آهک (CaO) جهت اصلاح فیزیکی خاک جمله اقداماتی است که در خاکهای سنگین می توان انجام داد. در خاکهای شنی و سبک برای ترمیم بافت و ساختمان خاک، افزودن کودهای حیوانی، کشت نباتات پوششی، اضافه کردن آهک در صورت فقدان این ماده و مخلوط کردن خاک سنگین می تواند در اصلاح این نوع خاکها مؤثر باشد. آهک موجب چسبیدن ذرات کلوئیدهای رسی و هوموسی به همدیگر گردیده و ذرات بزرگتری تشکیل می شود. این ذرات از نظر حاصلخیزی خاک و به وجود آوردن شرایط مطلوب فیزیکی  خاک اهمیت زیادی دارد و موجب افزایش دوام در مقابل شسته شدن کلوئیدهای خاک می شود. البته اضافه کردن آهک هنگامی مؤثر است که در خاکهای سنگین و یا شنی کمبود آهک باشد. زیرا آهک بیش از حد، اثر نامطلوب دارد و موجب افزایش pH و قلیایی شدن خاک گردیده و در نتیجه عناصر کم مصرف و پر مصرف برای گیاه غیر قابل جذب می شوند. خاصیت شیمایی خاک تحت تأثیر املاح موجود در خاک قرار می گیرد. از جمله این املاح آهک فعال،  املاح سدیم (کربنات، کلرور، کلرات، سولفات)، آمونیوم و بالاخره مواد الی یا اسید هومیک می باشد.

 ازاملاح فوق، نمک های حاوی سدیم نسبت به املاح کلسیم صدمه زیادی به درختان میوه می رسانند. املاح کلسیم اگر به صورت کربنات باشند به علت غیرقابل حل بودن، صدمه کمتری به گیاه م یزنند.

برای اصلاح خاکهای قلیایی و تعدیل pH از کودهایی با پایه اسیدی همچون سولفات آمونیوم، سولفات پتاسیم و یا سوپرفسفات استفاده می شود. املاح سدیم موجب افزایش شوری خاک می شوند. برای اصلاح خاکهای شور می توان اقدام به شستشو و زهکشی خاک، اضافه کردن، گچ (SO4Ca)  و یاگوگرد نمود. برای اصلاح خاصیت اسیدی خاک از کودهای فیزیکی از قبیل کودهای آهکی و منیزیم استفاده می شود. ترمیم هوموس خاک در اصلاح فیزیکی و شیمیایی خاک اهمیت دارد. برای این منظور به خاک کودهای الی و کودهای سبز اضافه می کنند.

آبیاری(Irrigation)

 در صورت عدم تأمین آب توسط بارندگی های طبیعی منطقه، باید در مواقع مورد لزوم اقدام به آبیاری باغات میوه نمود. برای تشکیل یک گرم ماده خشک گیاه نسبت به ارقام مختلف گیاهی به ۱۰۰۰-۳۰۰ گرم آب نیاز می باشد. کمبود آب در مناطق خشک و نیمه خشک یکی از علل عمده کاهش محصول در درختان میوه می باشد.

برای درختان میوه که حاوی ریشه های سطحی هستند، میزان آبیاری با دور کمتر انجام می گیرد تا ریشه بتواند از حداکثر آب موجود استفاده کند. فواصل آبیاری باید با منحنی رشد درختان میوه مناسب باشد. براساس قاعده کلی در مناطقی که میزان بارندگی سالانه بیشتر از ۷۰۰ میلی متر و پراکنش بارندگی در عرض سال یکنواخت باشد، آبیاری انجام نمی گیرد. اگر میزان بارندگی بین ۷۰۰-۵۰۰ میلی متر باشد، در فصل گرم سال به ۳-۱ نوبت آبیاری نیاز است.

و در مناطقی که بارندگی کمتر از ۵۰۰ میلی متر در سال باشد نیاز به آبیاری بیشتری می باشد.

برخی از درختان میوه از جمله انگور، و بادام، پسته، انجیر و زیتون به کم آبی مقاوم هستند و  به رطوبت

کمتری نیاز دارند. البته در در صورت وجود آب برای افزایش محصول، درختان مذکور نیز باید آبیاری شوند.

با روش های مختلف می  توان  باغات میوه را آبیاری نموده آبیاری شیاری یا نشتی (Furrow  irrigation) اراضی مسطح مناسب است. در این روش، در طول  ردیف های کشت جویهایی ایجاد کرده وآب از جوی اصلی به جویهای ردیف های کشت.هدایت می شود. در روش غرقابی(Flood irrigation )تمامی سطح باغ بدون اینکه مرزبندی در سطح باغ وجود داشته باشد، آبیاری می شود. در روش آبیاری کرتی، مرزبندی در اطراف چند درخت ایجاد می شود و آب توسط کرتها هدایت می شود. آب توسط جویبارها بهکرت ها  هدایت می شود. آبیاری بارانی(Sprinkler irrigation) را می توان در اراضی مسطح و اراضی شیبدار به کار برد. در روش آبیاری بارانی از آب تصرف می شود و نیز برای محافظت از سرمای بهاره می توان استفاده نمود. در سالهای اخیر از آبیاری چکه ای(Trickle irrigation) و یا قطره ای(Drip irrigation) استفاده می شود.

در این روش قطره چکان ها به طوری که در کنار هر درخت قرار گیرد، تنظیم می شود. در روش آبیاری قطره ای حداکثر تصرف از آب به عمل می آید و رشد علفهای هرز به حداقل می رسد و انتقال عوامل بیماریزا از طریق آب به درختان میوه کاهش می یابد. در روش آبیاری قطره ای، رطوبت مداوم در خاک تامین شده و در هر ساعت در حدود 7-3لیتر آب به گیاه می رسد. در این روش آب به طور یکنواخت در اختیار ریشه درختان میوه قرار می گیرد.

کوددهی درختان میوه

 برای رشد مطلوب درختان میوه با در نظر گرفتن میزان عناصر غذایی خاک، pH خاک، بافت و ساختمان خاک شرایط اقلیمی منطقه و نوع گیاه، کوددهی (Fertilizing)  منظم اجباری می باشد.

عناصر غذایی قابل استفاده برای گیاه نیز به عوامل فوق الذکر وابسته می باشد. یون های با بار مثبت در سطح ذرات رس و هوموس که بار منفی دارند، نگهداری می شوند. این کاتیونها بیشتر شامل کلسیم، منیزیم، پتاسیم، سدیم و هیدروژن می باشد. کلسیم، منیزیم، پتاسیم و سدیم موجب قلیایی شدن خاک و هیدروژن موجب اسیدی شدن خاک می شود. توانایی جذب و آزاد کردن کاتیون های خاک را ظرفیت تبادل کاتیونی (cation Exchange Capacity (CEC) ) می نامند و به صورت میلی اکی والان کاتیون در ۱۰۰ گرم خاک نشان داده می شود. میزان تبادل یک کاتیون با کاتیون دیگر به میزان جذب سطحی آنها و به میزان غلظت آنها در محلول خاک بستگی دارد. کاتیونها یا از محلول خاک جذب ریشه می شوند و یا برخی از آنها با رشد ریشه در داخل خاک و تماس ریشه با کلوئیدها، تبادل می شوند که آن را مبادله تماسی(Contact exchange) می نامند. در مبادله تماسی، کاتیونها به طور مستقیم بین کلوئیدهای خاک و ریشه تبادل می شوند. قدرت کشش سطحی یونها در سطوح ذرات کلوئیدی از قوی به ضعیف شامل آلومینیم، هیدروژن، کلسیم، منیزیم، پتاسیم، آمونیوم سدیم می باشد. یعنی اگر یون هیدروژن و آمونیوم به یک اندازه در خاک باشند، سطوح بیشتری توسط هیدروژن و سطوح کمتری توسط آمونیوم اشغال می شوند. منبع اصلی مواد غذایی گیاهان، یون های موجود در محلول خاک می باشد. این یون ها توسط گیاه جذب می شوند و به تدریج یون های قابل تعویض از سطح کلوئیدهای رس و هوموس آزاد می شوند. در ضمن پوسیدن بقایای مواد آلی در خاک نیز منبع دیگر تأمین مواد غذایی گیاهان می باشد. هر گاه ذرات هوموس خاک از بازها پر شده باشند، به اشباع بازی می رسند. قابلیت استفاده عناصر کانی به pH خاک نیز بستگی دارد. در جدول زیر میزان pH مناسب برای جذب برخی عناصر کانی نشان داده شده است . برنامه کوددهی باغات میوه به طور صحیح براساس تجزیه نسج گیاهی انجام می گیرد

 جدول- PH مناسب برای جذب برخی از عناصر کانی.

عنصر کانی

PH مناسب

عنصر کانی

PH مناسب

N

8-8/5

Fe

6-4

P

5/7-5/6

Mn

5/6-5

K

6-5/7

b. Cu

7-5

Ca

5/8-7

Zn

7-5

S

10-6

Mo

10-7

معمولاً خاک هایی که pH آنها بین 5/7- 5/6 باشد، خاکهای خنثی و اگر pH کمتر از 5/1باشد، اسیدی و اگر بیشتر از 5/7 باشد خاک از لحاظ pH قلیایی بشمار می آید. در خاکهای اسیدی جذب عناصر کم مصرف افزایش مییابد.

مقدار موجود یک عنصر در خاک می تواند در جذب و مورد استفاده قرار گرفتن عنصر دیگر و یا عدم جذب و غیر قابل استفاده شدن آن نقش داشته باشد. یون ها دو اثر کلی روی همدیگر دارند و شامل تضاد (Antagonism) یعنی بی اثر کردن تأثیر یونی توسط یون دیگر و یا تعاون(Synergism) که موجب افزایش اثر یک یون توسط یون دیگر می شود. برای مثال افزایش مقدار پتاسیم موجب کاهش جذب منیزیم و کلسیم می شود و یا مس به طور قابل چشم گیر از جذب روی جلوگیری می کند. بالا بودن فسفر سبب کاهش جذب ازت می شود. آهن فرو، فرم مورد نیاز گیاه است که با افزایش منگنز جذب آن کاهش می یابد. وجود کلسیم بیشتر در خاک موجب عدم جذب آهن می شود . در ضمن آهن تا حدودی تحت تاثیر رقابت مس و پتاسیم قرار میگیرد. وجود آمونیوم موجب جذب کمتر منگنز می شود. فسفر از جذب یون روی جلوگیری میکند. در تعاون یون ها می توان به افزایش کلسیم که موجب جذب  منیزیم می شود و نیز نیترات که موجب افزایش جذب منگنز می شود، اشاره بود. روشهای جذب عناصر به طور کلی به صورت جذب غیرفعال(Passive absorption) و جذب فعال(Active absorption) می باشد. عناصر مورد نیاز  گیاه  به صورت یون جذب می شوند به استثنای بازهای ضعیف از جمله آهن فریک، آمونیوم و یا عناصری که به صورت کیلات وارد ریشه می شوند. سرعت عبور آنیون ها کمتر از کاتیون ها است. در جذب غیرفعال انرژی برای جذب عناصر مصرف نمی شود و این جذب از طریق تعرق گیاه حاصل می شود و عناصر به وسیله محلول خاک وارد ریشه  می شود در این نوع جذب، یونها در اثر تبادل کانیونی به محلول خاک وارد می شوند و یا در اثر تماس مستقیم ماریشه با کاتیون ها بدون واسطه جذب می شوند و در جذب غیر فعال آنیون ها بیشتر از کاتیون ها جذب گیاه می شوند . تعادل دونان(donnan eqilibrum) فرضیه دیگری از نوع جذب غیرفعال می باشد. طبق این نظریه، برخی از یون ها که اکثراً توسط جذب فعال وارد سلول می شوند، ثابت بوده و قادر به خروج  نمی باشند (پروتئینها) و این امر موجب ورود یا خروج  برخی یونها به سلول می شود. در تعادل دونان، یون های آزاد شامل آنیون ها و کاتیون هایی هستند که تا ایجاد تعادل کاتیون و آنیون ثابت داخل سلول، وارد و یا خارج می شوند.

در جذب فعال عناصر، انرژی مصرف می شود و این انرژی از تنفس گیاه تامین می کردد. در این نوع جذب یک مرحله سریع (بدون صرف انرژی) و یک صرف انرژی وجود دارد. در جذاب فعال،تئوری ملکول ناقل (Carrir) مورد نظر می باشد یون ها، فضای بین سلولی را به طور غیر فعال طی کرده و در هنگام ورود به داخل سلول، یک ملکول ناقل با بار الکتریکی مخالف ، کمپلکس خنثی با عنصر مورد نظر حاصل می کند و موجب ورود آن به داخل سلول می شود . در داخل سلول دوباره ملکول ناقل از یون مورد نظر جدا می شود.